خرید بک لینک
               به سان آخرین باد های پاییزم       در آستانه ی فصلی   غم انگیزم گر چه پخته شدم در این مسیر بی سامان          به یاد بهاران خویش اشک میریزم                                                                                   Pouya Azad ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 5:39

آسمان  سرود رسیدن را زمزمه می کرد .. و خورشید دربزنگاه غروب ، ماه را به رقص وا می داشت .سرو های سبز در آوای خوش آهنگ باد دست در دستِ صنوبرهای خوش قامتبا حرکاتی موزون ..هستی را بدرقه میکردند.و کودک ستارگان یک به یک سوار بر  ارابه ای  آتشین ، برگستره ی زمین می نشستند. با بوسه ای گرمدر آغوش اش .. به خوابی شیرین می سپرد.                                   Pouya Azad ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 5:39

پرواز را

درونِ لحظه ای یافتم ..

پاک و عظیم.

لیک ..

پرنده را

چشمانی بسته میباید ،

دلی بینا ..

و جسارتِ دریایی شدن ...

POUYA

+ نوشته شده در ساعت توسط pouya |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت: 22:51

جز تو دیگر راهی نیست .. گر چه آسمان ابریست قلبهامان آفتابی .. چشمهامان غوغایست جز تو دیگر راهی نیست پیموده میگویمت این جاده رویا نیست... POUYA + نوشته شده در ساعت توسط pouya | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

جز تو دیگر راهی نیست.. پیموده میگویمت ای تنها رهروِ شبهای مهتابی . گر چه بر دوشِ آسمانمان، ابری تیره بنشسته.. ولی از قلبهایمان آفتابی گرم میتابد بر پیکرِ گلبرگهای سرخ گون .. و در چشمهامان غوغای جشن خورشیدکان است .. جز تو دیگر راهی نیست.. پیموده میگویمت ای تنهاترین مسافر، این جادّه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

کومه ی تنهایی من، رنگین تر از خوابِ شبِ

به جرمِ قصه ی سکوت ، به گرمیِ سوزِ تب

کومه ی تنهاییِ من ، صدای گرمِ یک سکوت

میونِ آسمونِ درد دنبالِ یک بود و نبود ...

POUYA

+ نوشته شده در ساعت توسط pouya |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند رؤیاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های برزبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

روشنایی نگاهت

بر دالانهای تاریکِ قلبم

همچون خورشیدیست...

که ظلمت را

بر پیکرِ این کوهِ پر غرور ،

به صلیب میکشد .

+ نوشته شده در ساعت توسط pouya |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

روزگاریست.. که در آن پیله ی تلخ جنون یافتمت و به خود تابیدم ، پیلهای از سرِ رنج . من در این برزخِ سرد .. سالهاست که در آزارم کنون از پروانگی هم بیزارم و تو هم چنان رقص کنان .. سرِ پریدن داری و به پروانگی ات میبالی . نازنینم ! چه کنم ؟ بال و پّرم سوخته است آتیشیست که دلم افروخته است ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

تو به خندیدنِ یک

معجزه ی خشک میمانی

که در این

پوسته ی ببر آگینت

هوس ات را

در صدفِ سرخِ زمان

میکاری

pouya

+ نوشته شده در ساعت توسط pouya |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

یاوران نام آوران.. صادقان ، آزادگان.. درد خویش را با شما گویم همی با نگاهی بر دو چشمِ بی ریا تان اشکها ریزم همی... بی مرامان در مصافِ عشق و عدل ، دادِ بستانکاری سر دهند . یاوران نام آوران صادقان ، آزادگان صف به صف با ما شوید در مصافِ جهل ، بی پروا شوید.. عاشقان ، دل دادگان ناله راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

دلم کسی رو میخواد...که منو...واسه خودم بخواد.نه واسه خودش .. Pouya Azad ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

به سان آخرین باد های گرم پاییزم


در آستانه ی فصلی سرد و غم انگیزم

گر چه پخته شدم در این مسیر بی سامان , لیکن


به یاد بهاران خویش اشک میریزم

Pouya Azad

+ نوشته شده در ساعت توسط pouya |

برچسب: نویسنده: ابوالفضل زارعی تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 16:12

صفحه بندی